خرید بک لینک
نمیدونم با اینکه خوشحالم از بزرگ شدن   نرگس     بانو  ی کوچکم اما چرا دلم میگیره

نرگس خانم ما امسال ۳۱شهریور شکوفه بود و اماده ی شکفتن دیروز رفتیم جشن شکوفه ها نرگس بانو خوشحال و من

من با کلی نگرانی و استرس البته خیلی خوشحال تر

نمیدونم چی بگم ...

از خدای ماه مهر می خوام مثل همیشه دست دخترکم رو بگیره و در پناه ائمه و قران موفق و پیروز و سربلند باشه پیش خودش

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 23:47

نرگس جان روز اولی که مدرسه رفتن اندازه حداقل یه هفته خاطره و مطلب آموزشی دارن که بگن از حرفهای خانم معلم خانم بهداشت خانم مدیر و.. جالبه که حرف هایی که خانم مدیر سر صف تو حیاط گفتن رو هم از بر کرده

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 23:47

از دیشب نرگس خانم به این فکرن که ۴ تا بستنی چند تومنه و ۵ تاش چند تومن

ایشون رفتن و بوفه مدرسه رو دیدن ظاهرا بستنی تنها خوراکی مورد علاقه ایشونه

بله میخوان دوستانشون رو با اولین خرید از بوفه مهمون کنن

خوش بگذره عزیز دلم همیشه شاد و بخشنده باشی الهی

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 23:47

پیشنهاد نرگس خانم

مامان نمیشه از امشب از ساعت ۷ بریم تو رختخواب؟

ساعت ۷ !!چرا؟؟

چون شب که می خوام بخوابم کلی حرف دارم که می خوام بهتون بگم کلی چیزهای ساختنی فکر های خوب داستان های قشنگ میاد تو ذهنم

اگه از ۷ بریم تو رختخواب و حرف بزنیم فک کنم ساعت ۱۲ دیگه حرف هامون تموم میشه و میشه خوابید

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 23:47

صفحه بندی